محمد مهدى ملايرى
93
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
بنابراين خراج هم در آن سال افتتاح نمىشد و به سال بعد موكول مىشد و اين خود در حساب ديوانهاى خراج مسائلى پيش مىآورد كه دبيران ديوان مىبايستى با نگهداشتن حساب سالهاى خراجى اختلاف آن را با سال عرفى كه همان سال قمرى بود با دقت حفظ كنند . و به همين سبب به اين موضوع اهتمام خاص داشتند و همين اهتمام هم باعث گرديد كه حمزهء اصفهانى يك فصل از كتاب خود را به تطبيق نوروز با ماههاى قمرى و گردش آن را در اين ماهها از سال اول هجرت تا سال سيصد و پنجاه هجرى كه آخرين سال پيش از تأليف كتاب او است اختصاص دهد . و از نخستين سال هجرت كه نوروز آن در روز يكشنبه اول ذى القعده و مصادف با سى و چهارمين سال سلطنت خسرو پرويز و هيجدهم ماه ژوئن مسيحى بوده تا سال سيصد و پنجاه هجرى كه نوروز آن در روز سهشنبه بيست و هشتم صفر بوده سال به سال موقع نوروز هرسال را در آن روز و ماه قمرى همان سال تعيين كند و سالهايى را هم كه در آنها نوروزى واقع نشده ذكر نمايد . فهرست حمزهء اصفهانى دربارهء فهرست تطبيقى كه حمزهء اصفهانى نقل كرده و همچنين در موضوع كلّى كيفيت تطبيق تواريخ ايرانى با تاريخ عربى در كتب تاريخى اسلامى قديم استاد فقيد سيد حسن تقىزاده را نظرى انتقادآميز است كه بر اساس آن « كليه تطبيقها در اين فهرست غلط است » . هرچند پرداختن به آن نظر و مطلبى كه دربارهء آن گفتنى است سخن را در اين زمينه به درازا خواهد كشيد ، ولى ناديده گرفتن آن و گذشتن از اين مطلب هم بدون توجه به آن نظر ناروا مىنمايد . زيرا مرحوم تقىزاده يكى از محققان در رشتهء گاهشمارى ايرانى و اسلامى به شمار رفته است « 1 » و حمزهء اصفهانى هم يكى از علماى قابل اعتماد قرن چهارم اسلامى است كه نوشتههاى او همواره مورد استناد اهل تحقيق بوده و چنين
--> ( 1 ) . براى آگاهى بيشتر در اينباره نگاه كنيد به كتاب او « گاهشمارى در ايران قديم » .